تبليغاتX
آفتاب پنهانی
     
     

بسم الله الرحمن الرحیم

آفتاب پنهانی

»


نویسنده وبلاگ:

حقیقی

حقیقی


درباره وبلاگ:


»


آخرین نوشته ها:

» دیدی که بهار آمد...

» نوروز

» هشت هشت هشتادوهشت

» خورشیدگرفتگی

» نیمه شعبان

» الامام


آرشیو نوشته ها:

» فروردین 1388

» بهمن 1387

» دی 1387


سایر امکانات:


 

دیدی که بهار آمد...

 

دیدی که بهار آمد...

در شب های یلدای زمستانی مطمئن بودیم، که روز آمدنی است و بهار آمدنی.

در بلندای آن شب های تیره و تار، در کشاکش در گیری های زندگی و در تب و تاب نا ملایمات ظلمانی، گاه چنان مستاصل و ناامید می شدم که نبودن را بهتر از بودن می خواستم؛ در تلاطم دریای مواج بی کسی ها، در فراز و نشیب جاده های برفی و سنگلاخی، از انتهای بیابان های طوفانی ناگاه روزنه ای از نور امید سوسو زنان، پایان شب های سرد و بی روح را مژده داد؛

آری، طی شد و گذشت؛ روز آمد و بهار از راه رسید.

حال که خورشید گرما بخش هستی با نور طلایی رنگ و زرینش، گونه های یخ زده ام را می نوازد، به یاد لحظه های تلخ غیبت بهار، دلم می خواهد همراه شاپرک ها پرواز کنم و فریاد بزنم که

الا! زمستان غیبت سر آمد و بهار شد

خداوندا تو را شاکرم که طعم چشیدن بهار سر سبز و جاودانی را به من دادی؛ آه خدای من چه زیباست این روز ها و چه وصف ناشدنی است

لحظه لحظه ی بهار ظهور

حقیقی | |  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 ساعت 22:0    |    

نوروز

 

روزها نو نشده کهنه تراز دیروز است

گر کند یوسف زهرا نظری نوروز است

لحظه ها در تپش امدنش

اسمان چشم به راه قدمش هر روز است

ای کاش شود سال نوام عید فرج 

که نگاهم نگران منتظر ان روز است 


حقیقی | |  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 ساعت 0:15    |    

هشت هشت هشتادوهشت

 

ای کاش نشاط عید تکمیل شود امسال دوبار سال تحویل شود

ای کاش به هشت هشت هشتادوهشت             درکارظهور یار تعجیل شود

حقیقی | |  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 ساعت 0:5    |    

خورشیدگرفتگی

 

خررشیدعالم تاب ماچه شده که رخ نهان کرده ای - شمس جهان فروزماچه پیش امده که عیان نمی شوی - مهرنورافزای ما چه رخ داده که سر در گریبان غیبت فرو برده ای - نکند از ضرب سیلی که تن یاس کبود شد  - شایدم از زخم شمشیرکه فرقش زان دو تاشد - به گمانم از تلخی زهر و جگر پاره پاره - شایدم نه از خونین روز عاشورا و پرپرشدن 72گل لاله - اینک ای پروردگارا ازتومیخواهیم شمس عالم تاب مارا رخ عیان کن - مهرنورافزای مارا اذن ظهورکردن عطا کن - 

حقیقی | |  دوشنبه هفتم بهمن 1387 ساعت 23:58    |    

نیمه شعبان

 

امشب حدیث عشق خودرا فاش میگویم تااسمان بولک نشان چشمک زنان برقدسیان بارانی ازعطرشقایق ها بریزد می گویم امشب نیمه شعبان یک تکه ازانواریزدان یک گوشه ازعرش الهی فرش زمین را مهبط نورخداکرد تندر حدیث عشق ماشد برقی جهیدواذرخشی بوم ماراازسپیدی روزروشن کرد ازشادیش خندید شبنم. یاس سپیدباغ مازهرا این بار از زیباگل نرگس گل پاکی گل شادی گل سرشار از عطرحقیقت هدی ه .ای میخواست.نویدشادمانی بانگ ازادی خروش عدل گلبانگ رهایی را طلب میکرد و نرگس این گل پاکی پذیرا شد و عالم چشم بر نرگس پر از عشق و تمنا شد. بلورین یادگار فاطمه از دامن نرگس جهانی راگلستان کرد . بگو با انکه می گوید به یک گل کی بهار اید گل نرگس جهانی را گلستان می کند امشب.

حقیقی | |  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 ساعت 19:53    |    

الامام

 

قال الامام الرضاعلیه السلام  الامام الانیس الرفیق والوالدالشفیق والام البره بالولدالصغیر   امام همدم ورفیق بدرمهربان ومادردلسوزبه کودک است                    

حقیقی | |  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 ساعت 19:22    |    

 

صفحه نخست | آرشیو وبلاگ | تماس با مدیر | قالب مذهبی